تبليغاتX
جوان امروز

به نام خداوند رحمت و بخشایش

دیدم

رحمت و بخشایش را از درگاه او دیدم لحظه ای که همه از او نا امید شدند امید را در حکمت او دیدم.

دیدم که خدا مهر بانی خود را از بنده اش دریغ نکردو سفره ی رحمتش را بر او گستراند جایی که از او نا امید شد و فکر کرد که از رحمتش محروم مانده است فهمید که مصلحت در ان است.

خداوندا از این که مرا از رحمت خویش دریغ نکردی و ان چه را که صلاح من بود دادی سپاسگذارم

تو به من یاد دادی که صبور باشم تو به من اموختی که امیدوار باشم.

پس بارالهئ امیدم را به نا امیدی تبدیل مکن و مرا از رحمت خویش دریغ نکن.

                             وحید.ف

+ نوشته شده توسط وحید در شنبه هفتم مهر 1386 و ساعت 1:57 |
 

مهربان باشیم حتئ در اندیشه هایمان

دوستان سلام:

به قول استاد الهئ قمشه ای هر لحظه اندیشه هایتان را محک بزنید

هر اندیشه ای در چهره تان ظاهر میشود

اگر حتی در مورد کسی با غضب نفرت و کینه فکر کنی چهره ات زشت میشود و تفکرات شما چهره تان زیبا میشود.

پس مهربان باشیم حتئ در اندیشه هایمان.

                                نویسنده:وحید.ف

+ نوشته شده توسط وحید در شنبه هفتم مهر 1386 و ساعت 1:52 |

 

زنگ زندگی,وقت امتحان

دوست من کلاس چندم هستی؟

اگر محصل نیستی تعجب نکن.

زندگی درست مثل یک مدرسه است.همه ی ما در هر سن و موقعیتی هنوز یک دانش اموز مدرسه ی زندگی هستیم.

یاد روز های مدرسه به خیر,همکلاسی ها,تخت سیاه,مساله ها و راه حل ها.معلم ها,زنگ تفریح ها به خصوصاامتحان ها.امتحان معمولا اتفاقی نبود که دوستش داشته باشیم.

همیشه برای اماده شدن برای امتحان باید وقت و انرژی صرف می کردیم.چه روز هایی بود.یک عده همیشه شاگرد زرنگ بودن و یک عده نمره ی قبولی راضیشون می کرد.عده ای هم بودن که که دل به درس نمی دادن و گاهی ناچار چند سال در یک مقطع تحصیلی باقی می ماندند.

راستی هیچ فکر کردید اگر امتحان نبود چه اتفاقی می افتاد؟شاید انوقت همگی در همان مقطع کلاس اول ابتدایی برای همیشه جا می ماندیم.

امتحان در واقع فرصتی بود برای ان که خود را محک بزنیم,ببینیم تفاوت شاگرد اخر سال تحصیلی با ان شاگرد اول سال چقدر شده.

شاید معنای امتحان این است که به خاطر بسپاریم :برای پیشرفت باید تلاش کرد,برای جلو رفتن باید قدم بر داشت,برای به دست اوردن همواره باید بهایی پرداخت کرد,برای رسیدن به رفاه باید سختی کشید.

راستی اسایش و رفاه برای کسی که هرگز طعم سختی را نچشیده چه لطفی دارد؟

جز این که در غالب تکرار تبدیل به عادت شودو به اصطلاح دل ادم ها را بزند؟

بیایید بر گردیم به مدرسه ی زندگی,جایی که هر لحظه درس های زیادی برای اموختن داردجایی که از همه چیزو همه کس می توان اموخت.جایی که مسایل زیادی برای حل کردن است و امتحان هایی که گاه از قبل قابل پیشبینی و گاه بدون اطلاع و سرزده از ما گرفته می شود.امتحان های اسان و گاه سخت.

در مقاطعی از زندگی به امتحان های بزرگ می رسیم,مثل کنکور که ظاهرا روی سرنوشتمان تاثیر بسزایی دارند.

گاهی هم به امتحان هایی می رسیم که نا خود اگاه تصور می کنیم ورای تاب و تحمل توانایی ماست.گاهی حتی لب به شکایت می گشاییم و از بخت بد و بد شانسی شکوه می کنیمکه این حق من نیست,چرا بین این همه ادم این امتحان باید برای من پیش بیاید؟این امتحان برای من خیلی بزرگ است.شاید این احساس برای بسیاری از ما غریبه نباشد.

خوب می دانم که احساس خوشایندی نیست,این همان احساسی است که اگر ادامه پیدا کند و جدی گرفته شود می تواند تمام پنجره های رو به نور روح ما را ببندد.

و مطمینا در تاریکی جواب مناسب و امیدوار کننده ای برای مسایل پیدا نخواهد شد.در چنین مواردی ان چه اهمیت دارد درست همان پاسخ و راه حلی است که برای این مساله پیدا خواهیم کرد.باور دارم خداوند قبل از گرفتن هر امتحانی از بندگانش ظرفیت و توانایی دادن ان امتحان را در بندگانش دیده است.

اگر گاهی افرادی در امتحان ها قبول نمی شوند,شاید به خاطر کوتاهی و دل به درس ندادن خودشان باشد یا شاید اهمیت حل مساله را از یاد برده اندو برای پشت سر گذاشتن مقطع قبلی,رورت رشدو پیشرفت را فراموش کرده اند.وقتی که روزگار مسیله ی جدیدی پیش روی ما می گذارد,قبل از پاسخ دادن دو نکته ی مهم وجود دارد

نکته ی اول:می گویند وقتی با مسیله ای در زندگی مواجه شدید ,هر چه قدر هم که ان مسیله بزرگ باشد به خاطر بیاورید مسایل و مشکلات کاغظ کادوی هدیه ای است که خداوند برایتان فرستاده است,هر چه قدر این مشکلات بزرگتر باشد,نشانه ی این است که هدیه ی بزرگتری بعد از باز کردن کاغظ کادو در انتظار شماست.ونکته ی دوم,این که اگر خداوند از بندگانش امتحان نمی گرفت شاید همگی ما برای همیشه همان دانش اموز کلاس اول ذر نقطه ی شروع باقی می ماندیم.

از زمانی که در یافتم خدا از بندگانش امتحان می گیرد تا امادگی لازم برای ورود به کلاس و مقطع بالا تر بعدی را داشته باشیم وقتی احساس می کنم در شرایط یک امتحان جدید قرار گرفته ام ,سعی می کنم هر چه قدر هم این ازمون دشوار باشد ,او خداوند را شکر کنم,چون احساس می کنم خداوند استحقاق رشد را در من دیده که برایم شرایطش را مهیا کرده است وبلا فاصله پس از ان از خداوند صبر و استواری می خواهم و برای یافتن بهترین راه حل ها از خوذش یاری می خواهم,زیرا هرگز به یاد نمی اورم که از او کمک خواسته باشم و مرا بی جواب گذاشته باشد.

تحمل دشواری امتحان با شیرینی درک دعوت خداوند برای رشد و پیشرفت برایم اسان می شود.

در حین باز کردن کاغظ کادو یا همان مصایب و مشکلات,سعی می کنم به شیرینی دریافت هدیه ای فکر کنم که از سوی خداوند در ان کاغظ کادو پیچیده شده و در راه است.

در کلاس زندگی مقاطع بسیاری برای گذراندن وجود دارد,از پیش از پیش دبستانی تا مقاطعی بالا تراز دکترا.

کسب مدرک هدف شایسته ای نیست,انچه اهمیت دارد کسب مهارت های لازم برای رسیدن به رشد و تعالی است.

لحظه ای که به باقی ماندن در مقطع فعلی ام راضی شوم,همان لحظه ی گریز و عدم رضایت از دادن امتحان و لحظه ی اغاز رکود است.

یادمان باشد امتحان های زندگی,همواره یکی از دلایل موجه حضور موثر ما در زندگی است.

نویسنده:افسانه فرپور

+ نوشته شده توسط وحید در شنبه هفتم مهر 1386 و ساعت 1:38 |

مرگ:

مرگ در قلب من است

مرگ در ذهن من است

مرگ هم راز و هم اواز من است

لحظه ای از بدنم دور نمی گردد...

پیش من جفت من است

من همیشه به همه می گفتم:

نکند ترس به دل راه دهید از مردن

و هنوزم به همین معتقدم

زندگی مثل گلیست

که سر قبر عزیزی رویید

و تو ان را چیدی

پس تو هم یک مرگی

یا که چون شعله ی شمع

وسط راه سراشیبی باد

باد هم یک مرگ است

مرگ همچون سنگیست

که رها می گردد

از سر انگشت پسر بچه ی شاد

شیشه ی پنجره ی خانه ی دل میشکند

سنگ هم یک مرگ است و پسر بچه خدا...

مرگ همچون اسیست

که خدا در وسط بازی مشروط قمار

شرط ان عمر بشر

لحظه ای رو کرده ست

حال ان شاخه گل زیبا را

در درون یک تنگ

ه پر از اب زلال و قند است

گر گذارید ز لطف

زندگی می گیرد

زندگی بعد از مرگ

یا که ان شعله ی شمع

در پناه تن یک ایینه ی پراحساس

زنده می ماند و خوش

زندگی منشوریست

که اگر نور درونش تابی

هفت رنگش بینی

از جهنم تا حور

ااز سرخ تا اوج بنفش

من از این مرگ نمی ترسیدم

تا زمانی که به من گفت:

بیا تا برویم

من از او ترسیدم

لحظه ای لرزیدم

رو به خود کردم و با خود گفتم:

تو که این گونه قشنگش خواندی

پس چرا ترسیدی؟!

مرگ در پاسخ من چیزی گفت:

لحظه ی تلخ وداع

از دوصد دلبند است

عمر تو شیشه ی ان پنجره ایست

که به دست پسرک می شکند

دل من از سنگ است.

هیچ کس از پس این لحظه نبردست خبر

هر کسی از نظر خویش کند تفسیرش

زندگی پست ترین بازی تکرار زمانست ولی

همه در بازی تکراری ان می لولند

هیچکس خسته از این بازی نیست

پس بیا تا برویم

هیچ کس تا نرود پی نبرد ان جا چیست؟

پس تو هم هیچ مگو

لحظه ای خشکم زد

و سپس مرگ به من گفت:

که ای گل روییده به قبر بغلی

تو بیا تا برویم

مرگ من کودک دلبند خودم بود

که من را می چید

شاعر: شهاب س

+ نوشته شده توسط وحید در جمعه ششم مهر 1386 و ساعت 15:22 |

حالا تصمیم دارم تا برای شما چند جمله ی زیبا بنویسم.بخوانید و لذت ببرید:

وفا داری را باید از نیلوفری اموخت که به دور هر شاخه ای که می پیچد در اغوشش می میرد

عشق تنها میکروبی است که از راه چشم سرایت می کند

زندگی تفسیر سه کلمه است:خندیدن,بخشیدن,فراموش کردن,پس بخند ,ببخش,و فراموش کن

زرد است که لبریز حقایق شده است,تلخ است که با درد موافق شده است شاعر نشدی وگرنه می فهمیدی. پاییز بهاریست که عاشق شده است.

میگن خدا ابرو به گریه در میاره تا گل بخنده,پس یادت باشه هر وقت بارون اومد بخندی.

هیچ وقت نذار هر رهگذری که رد میشه رو دلت یادگاری بنویسه چون بعدها پاک کردنش سخته.

در این شهر صدای پای مردمیست که همچنان که تو را می بوسند!طناب دار تو را می بافند(مردمی که صادقانه دروغ می گویند).

خوشبختی را دیروز به حراج گذاشتند,اما حیف که من زاده ی دیروزم ,خدایا جهنمت فرداست,پس چرا امروز می سوزم؟!!!

هر جا که محرم شدی چشم از خیانت بردار,ای بسا که محرم با یک نقطه مجرم می شود.

غم و شادی با هم در یک خانه زندگی می کنند,به اهستگی شادی کن تا غم بیدار نشود.

مهربانی را وقتی دیدم که کودکی می خواست اب شور دریا را با ابنبات کوچکش شیرین کند!!!

نگرانی هرگز تاسف فردا را از بین نمی برد,بلکه لذت امروز را می گیرد.

اگر کسی تو را انطور که می خواهی دوست ندارد به این ممعنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد.

نازم به ناز ان کس که ننازد به ناز خویش,ما را به ناز فروشان نیاز نیست,تا خدا بنده نواز است,به بنده چه نیاز است؟!!

همه می خواستند بشریت را عوض کننددریغا که هیچ کس در این اندیشه نیست که خود را عوض کند.

برای لذت بردن از زندگی کافیست کمی احمق باشی (شکسپیر).

2چیز انتها ندارد,1.حماقت انسان ها 2.پهنای کهکشان ها... که البته در مورد کهکشان ها مطمین نیستم!!!(انیشتین).

همیشه واسه گلی خاک گلدون باش که اگر به اسمونم رسید یادش باشه ریشش کجاست.

وقتی که یک بار از یک نفر ضربه می خوری درست مثل این می مونه که با ماشین بهت زده و داغونت کرده,ولی وقتی که می بخشیش درست مثل این می مونه که بهش فرصت دادی تا دنده عقب بگیره و از روت رد بشه تا مطمین بشه چیزی ازت نمونده!!!

زندگی سخت نیست,ما سختش می کنیم,دل ها تنگ نیست,ما تنگش می کنیم,عشق قشنگ نیست,ما قشنگش می کنیم,دل هیچ کس از سنگ نیست,ما سنگش می کنیم!!!.

زندگی مثل دیکته ایست که هی می نویسیم,هی پاک می کنیم,هی غلط می نویسیم,هی پاک می کنیم , و هی دوباره می نویسیمو هی پاک میکنیم,غافل از این که عزذاییل یهو داد می زنه برگه ها بالا.

چنین گفت زر تشت:عاشق عاشقی باشو دوست داشتن را دوست بدار,از تنفر متنفر باش و به مهربانی مهر بورز,با اشتی اشتی کن و از جدایی جدا باش.

به شیطان گفتم لعنت بر شیطان!

لبخند زد

,پرسیدم:چرا می خندی؟

پاسخ داد:از از حماقت تو خنده ام می گیرد.

پرسیدم:مگر چه کرده ام؟

گفت:مرا لعنت می کنی در حالی که هیچ بدی در حق تو نکرده ام.

با تعجب پرسیدم:پس چرا زمین می خورم؟پرسیدم:پس تو چه کاره ای؟

پاسخ داد :هر وقت سواری اموختی برای رم دادن اسب تو خواهم امد,برو سواری بیا موز!!!

لطفا بهترین جمله را انتخاب کنید و نظر بدهید      ممنون

+ نوشته شده توسط وحید در جمعه ششم مهر 1386 و ساعت 15:17 |

ضرب المثل های ایرانی و معادل انگلیسی ان

بى خبرى , خوش خبرى
No news is Best newsYou se

شتر ديدى , نديدى

e nothing, You hear nothing

عجله كار شيطان است

Haste is from the Devil

کاچى به از هيچى

Somthing is better than nothing

گذشتها گذشته

Let bygones be bygones

مستى و راستى

There is truth in wine

نوکه اومدبه بازار كهنه شد دل آزار

Out with the old,in with the new

هر فرازى را نشيبى است

High places have their precipices

هرکه ترسید مرد ,هركه نترسيد برد

Nothing venture , nothing have

همه کاره و هیچكاره

Jack of all trades and master of none

ارزان خرى , انبان خرى

Dont buy everything that is cheap

آشپز كه دوتاشدآش يا شورميشه يا بينمك

Too many cooks spoil the broth

انگار آسمون به زمين افتاده

It is not as if the sky is falling

اندكى جمال به از بسيارى مال

Beauty opens locked doors

آدم عجول كار را دوباره ميكنه

Hasty work, Double work

آدم دانا به نشتر نزند مشت

A wise man avoids edged tools

آدم زنده زندگى مى خواد

Live and let live

آدم ترسو هزار بار مى ميره

Cowards die Many times Before Their Death

كس نخاردپشت من جزناخن انگشت من

you want a thing done,do it yourself

آب رفته به جوى باز نمى گردد

What is done can not be undone

آب از سرش گذشته

It is all up with him

آب ريخته جمع شدنى نيست

Dont cry over the spilled milk

آب در كوزه و ما تشنه لبان ميگرديم

we seek water in the sea

آدم دانا به نشتر نزند مشت

A wise man avoids edged tools

آدم زنده زندگى مى خواد

Live and let live

آدم ترسو هزار بار مى ميره

Cowards die Many times Before Their Death

كس نخاردپشت من جزناخن انگشت من

you want a thing done,do it yourself

آب رفته به جوى باز نمى گردد

What is done can not be undone

آب از سرش گذشته

It is all up with him

آب ريخته جمع شدنى نيست

Dont cry over the spilled milk

آب در كوزه و ما تشنه لبان ميگرديم

we seek water in the sea

+ نوشته شده توسط وحید در جمعه ششم مهر 1386 و ساعت 15:7 |


Powered By
BLOGFA.COM


JavaScript Codes JavaScript Codes




دنیای کدهای جاوا اسکریپت دنیای کدهای جاوا اسکریپت ***java4ir.blogfa.com***