زنگ زندگی,وقت امتحان
دوست من کلاس چندم هستی؟
اگر محصل نیستی تعجب نکن.
زندگی درست مثل یک مدرسه است.همه ی ما در هر سن و موقعیتی هنوز یک دانش اموز مدرسه ی زندگی هستیم.
یاد روز های مدرسه به خیر
,همکلاسی ها,تخت سیاه,مساله ها و راه حل ها.معلم ها,زنگ تفریح ها به خصوصاامتحان ها.امتحان معمولا اتفاقی نبود که دوستش داشته باشیم.همیشه برای اماده شدن برای امتحان باید وقت و انرژ
ی صرف می کردیم.چه روز هایی بود.یک عده همیشه شاگرد زرنگ بودن و یک عده نمره ی قبولی راضیشون می کرد.عده ای هم بودن که که دل به درس نمی دادن و گاهی ناچار چند سال در یک مقطع تحصیلی باقی می ماندند.راستی هیچ فکر کردید اگر امتحان نبود چه اتفاقی می افتاد؟شاید انوقت همگی در همان مقطع کلاس اول ابتدایی برای همیشه جا می ماندیم.
امتحان در واقع فرصتی بود برای ان که خود را محک بزنیم
,ببینیم تفاوت شاگرد اخر سال تحصیلی با ان شاگرد اول سال چقدر شده.شاید معنای امتحان این است که به خاطر بسپاریم :برای پیشرفت باید تلاش کرد
,برای جلو رفتن باید قدم بر داشت,برای به دست اوردن همواره باید بهایی پرداخت کرد,برای رسیدن به رفاه باید سختی کشید.راستی اسایش و رفاه برای کسی که هرگز طعم سختی را نچشیده چه لطفی دارد؟
جز این که در غالب تکرار تبدیل به عادت شودو به اصطلاح دل ادم ها را بزند؟
بیایید بر گردیم به مدرسه ی زندگی
,جایی که هر لحظه درس های زیادی برای اموختن داردجایی که از همه چیزو همه کس می توان اموخت.جایی که مسایل زیادی برای حل کردن است و امتحان هایی که گاه از قبل قابل پیشبینی و گاه بدون اطلاع و سرزده از ما گرفته می شود.امتحان های اسان و گاه سخت.در مقاطعی از زندگی به امتحان های بزرگ می رسیم
,مثل کنکور که ظاهرا روی سرنوشتمان تاثیر بسزایی دارند.گاهی هم به امتحان هایی می رسیم که نا خود اگاه تصور می کنیم ورای تاب و تحمل توانایی ماست.گاهی حتی لب به شکایت می گشاییم و از بخت بد و بد شانسی شکوه می کنیمکه این حق من نیست
,چرا بین این همه ادم این امتحان باید برای من پیش بیاید؟این امتحان برای من خیلی بزرگ است.شاید این احساس برای بسیاری از ما غریبه نباشد.خوب می دانم که احساس خوشایندی نیست
,این همان احساسی است که اگر ادامه پیدا کند و جدی گرفته شود می تواند تمام پنجره های رو به نور روح ما را ببندد.و مطمینا در تاریکی جواب مناسب و امیدوار کننده ای برای مسایل پیدا نخواهد شد.در چنین مواردی ان چه اهمیت دارد درست همان پاسخ و راه حلی است که برای این مساله پیدا خواهیم کرد.باور دارم خداوند قبل از گرفتن هر امتحانی از بندگانش ظرفیت و توانایی دادن ان امتحان را در بندگانش دیده است.
اگر گاهی افرادی در امتحان ها قبول نمی شوند
,شاید به خاطر کوتاهی و دل به درس ندادن خودشان باشد یا شاید اهمیت حل مساله را از یاد برده اندو برای پشت سر گذاشتن مقطع قبلی,رورت رشدو پیشرفت را فراموش کرده اند.وقتی که روزگار مسیله ی جدیدی پیش روی ما می گذارد,قبل از پاسخ دادن دو نکته ی مهم وجود داردنکته ی اول:می گویند وقتی با مسیله ای در زندگی مواجه شدید
,هر چه قدر هم که ان مسیله بزرگ باشد به خاطر بیاورید مسایل و مشکلات کاغظ کادوی هدیه ای است که خداوند برایتان فرستاده است,هر چه قدر این مشکلات بزرگتر باشد,نشانه ی این است که هدیه ی بزرگتری بعد از باز کردن کاغظ کادو در انتظار شماست.ونکته ی دوم,این که اگر خداوند از بندگانش امتحان نمی گرفت شاید همگی ما برای همیشه همان دانش اموز کلاس اول ذر نقطه ی شروع باقی می ماندیم.از زمانی که در یافتم خدا از بندگانش امتحان می گیرد تا امادگی لازم برای ورود به کلاس و مقطع بالا تر بعدی را داشته باشیم وقتی احساس می کنم در شرایط یک امتحان جدید قرار گرفته ام
,سعی می کنم هر چه قدر هم این ازمون دشوار باشد ,او خداوند را شکر کنم,چون احساس می کنم خداوند استحقاق رشد را در من دیده که برایم شرایطش را مهیا کرده است وبلا فاصله پس از ان از خداوند صبر و استواری می خواهم و برای یافتن بهترین راه حل ها از خوذش یاری می خواهم,زیرا هرگز به یاد نمی اورم که از او کمک خواسته باشم و مرا بی جواب گذاشته باشد.تحمل دشواری امتحان با شیرینی درک دعوت خداوند برای رشد و پیشرفت برایم اسان می شود.
در حین باز کردن کاغظ کادو یا همان مصایب و مشکلات
,سعی می کنم به شیرینی دریافت هدیه ای فکر کنم که از سوی خداوند در ان کاغظ کادو پیچیده شده و در راه است.در کلاس زندگی مقاطع بسیاری برای گذراندن وجود دارد
,از پیش از پیش دبستانی تا مقاطعی بالا تراز دکترا.کسب مدرک هدف شایسته ای نیست
,انچه اهمیت دارد کسب مهارت های لازم برای رسیدن به رشد و تعالی است.لحظه ای که به باقی ماندن در مقطع فعلی ام راضی شوم
,همان لحظه ی گریز و عدم رضایت از دادن امتحان و لحظه ی اغاز رکود است.یادمان باشد امتحان های زندگی
,همواره یکی از دلایل موجه حضور موثر ما در زندگی است. نویسنده:افسانه فرپور
